یا جاری اللصیق ...

واقعیت این است ما آن گیاه توی گلدان پشت پنجره ایم . همان‌قدر که نور از لابلای پنجره ی کدر و غبار گرفته قلب بر این تن می‌تابد شادمانیم و حیات داریم . مابقی حیات ، کنج دلگیر و تاریک غروب پشت پنجره است ...


۰ نظر ۰۴ شهریور ۰۴ ، ۱۹:۱۶
Ham Saie
جای خالی همه ی آنهایی که میروند را فقط تو میتوانی پر کنی . هرقدر هم خودم را به تغافل بزنم این دل تاب یک سال دوری دیگر را ندارد . هرچه خوبی در این یکی دوماه نوشتی برایمان تکرار کن . دوباره قسمتمان کن دیدار آشنا را . ربیع برای ما وداع است . دلمان هنوز گوشه ی این خاک ، کنج آن مسجد و محل مانده . این وداع را تو با حضورت در دلمان شیرین کن . با دم مسیحاییت دلهایمان را بهاری کن ...
۰ نظر ۰۳ شهریور ۰۴ ، ۲۲:۵۹
Ham Saie
السَّلَامُ عَلَی مَنْ أَمَرَ أَوْلَادَهُ وَ عِیَالَهُ بِالنِّیَاحَةِ عَلَیْهِ قَبْلَ وُصُولِ الْقَتْلِ إِلَیْهِ ...
سلام بر کسی که خانواده و فرزندانش را به گریه برخودش قبل از وصول به شهادت امر کرد ...
۰ نظر ۰۳ شهریور ۰۴ ، ۰۰:۱۸
Ham Saie

و تو نمی‌دانی روایت شب آخر و کاروان سفید پوشان لبنانی را ... از دعای کمیلی که بسم الله اش را با لهجه ی فصیح بعلبک خواندیم . از تأمل لحظه ی آخر ، از اینکه بی دلیل نباید ازان پیشتر می‌رفتم... از وداع زیر پرچم یا ساقی عطاشی ...

 کاروان سفید پوش راهی حرم میشود ، من بر میگردم و یکبار دیگر گنبد را نگاه میکنم ، هل من معین زمزمه می‌شود . زیر لب می‌خوانم ،

مستان همه افتاده و ساقی نمانده 

یک گل برای باغبان باقی نمانده ...

۰ نظر ۰۲ شهریور ۰۴ ، ۰۶:۰۶
Ham Saie

سجاده حرم است . پهنش که کردی دو دقیقه بنشین ، نگاه کن ، چند کلمه حرف بزن و اذن دخول بگیر . گوشه ی پایین سمت راست جانمازت را ببوس . صورت به آستانش بگذار و بعد وارد حریم شو ...

۰ نظر ۳۰ مرداد ۰۴ ، ۰۴:۱۸
Ham Saie

روح نماز سجده محمد است ، بر سینه ی پدر خاک می‌نشیند و مادر آب قطره قطره تسبیحش را میگوید که شجره ی حیات بروید ... 

۰ نظر ۲۹ مرداد ۰۴ ، ۱۲:۲۶
Ham Saie

بخوان ، هرجور شده خودت را به زحمت بینداز و بخوان ... اگر قرار به رسیدن باشد ، دینت را زودتر ادا کن تا برسی ...

۰ نظر ۲۹ مرداد ۰۴ ، ۱۲:۰۵
Ham Saie
بعد اذان صبح است و نشسته ام به معنای ظلوم و جهول فکر میکنم  بعد از دو روز که از آمدنم گذشته ته گلویم احساس سوزش خفیفی دارم . به این فکر میکنم که جز انسان کدام موجود میتواند تا این حد ظالم و جاهل کننده و سخت گیرنده بر نفس خویش باشد که بتواند امانت خدا را تحویل بگیرد . باید بر این نفس راحت طلب و فراموش کار سخت گرفت ، باید بر آگاه پنداریش سرپوش گذاشت که این بار عظیم را تاب بیاورد ... صدای محمد صدرا را می‌شنوم که بیدار شده و مامانش را صدا میزد که ماما کجایی ؟ کنارش که می‌رود میگوید می‌بینی شب شده ؟ باید بخوابیم ... مینا میرود . بلند می‌شوم یک لیوان لیمو عسل درست میکنم و تا خنک شود این پست را می‌نویسم .
 چه بسیار کسانی که از امسال برنامه ی زندگیشان را به افق اربعین تنظیم خواهند کرد ...
۰ نظر ۲۸ مرداد ۰۴ ، ۰۵:۲۰
Ham Saie

حالا که دارم برمی‌گردم خانه مان بیشتر از هرکسی مشتاق دیدن تو و محمد صدرا هستم . میدانم محمد صدرا چقدر مامانیست و یحتمل بودن ونبودنم برایش زیاد فرقی نمیکند . بماند که صدایش را از پشت تلفن می‌شنوم دلم می‌رود . ولی قضیه ی ما دوتا فرق دارد ...

 اینجا من خیلی وقتها را در کنار تو قدم بر داشته ام . مثل تمام این هفت سال که قطره ای آب ننوشیدی جز اینکه گفتی« سلام بر امام حسین علیه‌السلام و یارانش» و من یادم بود که آبی ننوشم جز اینکه ذکری را که از تو به یادگار دارم بگویم ...

یا به خانه مان پا نگذاشتی جز اینکه بگویی «بسم الله الرحمن الرحیم ، سلام خونمون » و من سعی میکردم حواسم باشد موکبی نروم جز اینکه بگویم بسم الله الرحمن الرحیم ، اللهم صلی علی محمد و آل محمد ، و به خود موکب سلام کنم که سلام بر تو ای موکب حضرت حسین ...

با مثل تمام این سالها که نمازی نخواندی جز اینکه بعدش بگویی حرز امام جواد علیه السلام ، حرز خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها و چقدر برایم عجیب بود چرا کسی موقع دعا عنوان دعا را میگوید ؟ و حالا که حرزم را گم کرده ام و منتظرم موقع برگشت شماتتم کنی ، خودم را به حرزهایی که تو یادم دادی می‌سپردم...

فکر میکردم سفر اربعین تنها بهتر است ، دست و بال آدم بازتر است ولی هرجا میروم می گویم بدون تو این سفر سخت بود . مشایه همان‌قدر که بار نمیخواهد ، یار میخواهد . همینقدر زندگی ... که پا به پای هم با تمام بالا و پایین ها و گلایه ها و زخمها حرم را نیت کنیم ...

۰ نظر ۲۵ مرداد ۰۴ ، ۲۲:۱۴
Ham Saie

خواستی اینبار اینطور باشد . از حله ... هیچ همزبانی نیست . فقط میدانم به سوی تو می آیند .  اشکم سرازیر است عزیز ...


۰ نظر ۲۲ مرداد ۰۴ ، ۱۹:۰۲
Ham Saie


۰ نظر ۲۰ مرداد ۰۴ ، ۱۲:۳۳
Ham Saie
اگر مقصد اوست ، انتخاب مسیر هم با اوست نه آن راهی که تو انتخاب میکنی.
۰ نظر ۱۸ مرداد ۰۴ ، ۲۰:۲۶
Ham Saie

و بگفت :

تو نیک میدانی که من محمد را دوست میدارم . نه آن سان که فرزند را یا شوی را یا رفیق را یا پدر و مادر را .. که اینها به تمامی مرا بکاهند الا به محبت محمد و او مرا بیفزاید بی هیچ قید و شرط . و مرا یارای آن نه که بر حق بنگرم  لیک به محمد نگریدن مرا تمام کند و من جملگی جان در دهم در جمال او و مجال نماند مرا به دیدار حضرت حق . که حق تعالی در محمد بر خلق جلوه کرد .

و مرا هزار تکه کنند محبت من کاسته نه ، که هزار تکه شود در اشتیاق او و برعالم پراکنده گردد و هرکجا رسد فریاد برآورد  که انی احبک ...

۰ نظر ۱۷ مرداد ۰۴ ، ۱۶:۱۵
Ham Saie

خداوند هرگز در صورت واحدی برای دو شخص تجلی نمی کند و نیز دوبار در یک صورت تجلی نمی نماید و دو شخص را در یک تجلی شریک نمی سازد...

 محیی الدّین بن عربی

فتوحات مکّیّه


محیط الدین می‌گفت تجلی و تو میگویی کانسپت . اسمش مهم نیست ، حال هرکس گره خورده به قول خودت به کانسپتی که در آن قرار گرفته . ممکن نیست هیچ دو نفری حال یکدیگر را به حق بفهمند مگر اینکه دیگر دو شخص نباشند . یکی شوند و آن یک ، عقل اول باشد  ...

۰ نظر ۱۷ مرداد ۰۴ ، ۱۳:۱۴
Ham Saie

جریان آبی از بلندای کوه روان شد .  از میان سنگ و گل گذشت . گاهی پشت چند تکه سنگ جمع میشد و برکه ای ایجاد میکرد باز سرازیر میشد و پیش می‌رفت . در مسیر ، زلال دیگری به او می پیوست . اینبار این دو با هم برکه می‌ساختند ، لبریز میشدند و باز سرازیر . برکه هایی گندیدند ، برکه هایی خشکیدند ، برکه هایی متصل ماندند و حیات بخشیدند . گاه یکی به جریان دیگری و گاه هر دو روان ...   آب همچنان جاریست ، خدا میداند برکه ای که اسم ما را به خود گرفت چیست  ...

۰ نظر ۱۶ مرداد ۰۴ ، ۰۵:۱۸
Ham Saie

 هر عملی یک صورت ظاهر دارد یک صورت باطن . ما فقط ظاهر آن عمل را میبینیم ولی آن‌چه در عالم تاثیر گذار است صورت باطن و روح آن عمل است . ما وقتی میگوییم نماز را اقامه میکنیم این نیست که نماز برپا داشته می‌شود بلکه هیبتی از نماز به شکل انسان با روح را داریم از نوک پا تا فرق سر سرپا میکنیم و می‌سازیم . مثل یک مجسمه ساز . این روح معنوی ساخته شده توسط نمازگزار تاثیر گذاری دارد نه آن نماز اقامه شده در ظاهر با رکوع و سجود... اگر ما از عملی نتیجه نمی‌گیریم بخاطر این است که صورت معنوی آن عمل را ایجاد نکردیم   . نماز در صورتی تنهی عن الفحشا میشود که نماز گزار صورت معنوی نماز را در عالم معنا ایجاد کند  ،با توجه و خشوع ، ادب و اراده . در مورد زیارات و ادعیه هم همین است . هر اندازه خضوع ، ارادت ، توجه و ادب نمازگزار وجود داشته باشد ، صورت معنوی نماز کاملتر ساخته میشود و هرچه کمتر باشد شبیه موجودیست که گویا فقط پا دارد یا دست یا سایر اعضا ...

۰ نظر ۱۶ مرداد ۰۴ ، ۰۴:۵۹
Ham Saie

جهان‌های موازی یعنی هر عملی که اینجا در این لحظه انجام می‌شود معادلی دارد در عوالم دیگر . بارها شنیدیم که بزرگترین حسرت بعد از مرگ روی گردانی خداوند است و بزرگترین نعمت توجه حضرت حق . طوری میشود که به بعضی حتی اذن خواندن نام او را نمی‌دهند ...  پس وقتی میگوید ادعونی استجب لکم ، این بخوانید مرا معادلی دارد در عوالم دیگر که استجابتی ایجاد میکند به صورت تجلی حضرت حق بر داعی .  این استجابت در آن عالم همین الان ایجاد می‌شود و محفوظ میماند و دعا شونده را به نهایت سعادت رسانده . اگر در قوس نزول با حکمت حضرت حق هماهنگ باشد جلوه ی استجابت در عالم ماده هم آشکار می‌شود و در غیر اینصورت هم به چیزی رسیده که بالاتر از آن در کل عالم خلق نشده ... 

پس ادعوا... بخوانید که تجلی بر شما عنایت میشود همین الان ، دانسته و ندانسته و این خواندن بزرگترین دارایی شماست...

۰ نظر ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۲۲:۰۲
Ham Saie

بسم الله الرحمن الرحیم 

به مدد آن اسم خاص از رحمت عام و خاص خداوند ، 


حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان گشت

ما به تو کوثر عطا کردیم 

بگو او خدای یکتاست 

آنچه در آسمانها و زمین است او را تسبیح می‌کند 

.

.

.

به مدد آن اسم خاص که برای هر سوره دستچین شد و بر ابتدایش  نشست ...



۰ نظر ۱۵ مرداد ۰۴ ، ۲۱:۴۷
Ham Saie

دوست داشتم با تو حرف بزنم . نشسته باشیم روی بالکن یا تراس . روبرومون جنگل می‌تونست باشه تو تاریکی شب که چراغهای ساختمون تا چند متری روبرو رو روشن کردن . یا حتی ساحل دریا که صدای موج بیاد یا حتی یه واحد تو دل شهر که چند دقیقه یکبار ماشین از خیابون رد میشه. تو اون ور بالکن نشستی و من اینور . مثل روال همیشه اولش سکوته ولی هردومون میدونیم واسه چی میایم و قراره ایندفعه از چی حرف بزنیم ... از اون شب تا حالا چی فهمیدی ؟ چی دیدی ؟ چی برات روشن شد ، کدوم تجلی گزفتارت کرد ... میگیم و بینش از شدت هیجان و تپش قلب اشک و خنده قاطی میشن . من دارم نگات میکنم و اصلا حواسم نیست نگات میکنم . دارم حرفاتو نگاه میکنم . اصلا دیگه خودتم نیستی ، منم نیستم ... 

جلوه ای کرد رخش ...

۰ نظر ۰۷ مرداد ۰۴ ، ۰۶:۴۷
Ham Saie

از چشم تا قلب فاصله ای نیست اما مرغ حکمت بر کدامین شاخه بنشیند ،  خدا داند ...

۰ نظر ۰۵ مرداد ۰۴ ، ۱۵:۵۷
Ham Saie

من از این سکوت در آنچه ممکن است بر تو بگذرد به خدا پناه میبرم ...

من از سکوت عالم بر آنچه در غزه می‌گذرد به خدا پناه میبرم ...

من از آنچه پس از سکوت بر ما خواهد گذشت به خدا پناه میبرم ...

۰ نظر ۳۰ تیر ۰۴ ، ۰۴:۳۶
Ham Saie

آن لمحه را نمی یابی . آن لمحه که تمام لحظات بودنت را به جستجویش می سپری . آن آن « یک آن شد این عاشق شدن ، دنیا همان یک لحظه بود » ...

 آن آن نبودن نیست . آن لمحه که آنی نیست . تعلقی نیست . «آن منی نیست ، جان منی نیست ... »

آن آن که آنی نیست .جانی نیست . منی نیست . اویی نیست . من و او یکیست ...

 آن آن بی آن که آنی نیست .هیچ یک از این سه نیست. که ...

                              یکی هست و هیچ نیست جز او

                                       وحْدَهُ لا إِلهَ إِلا هُو

۰ نظر ۲۹ تیر ۰۴ ، ۰۵:۳۵
Ham Saie

الإمامُ زینُ العابدینَ علیه السلام ـ لمّا قالَ لَهُ رجُلٌ : إنّی لاَُحِبُّکَ فی اللّه ِ حُبّا شَدیدا ، فنَکَسَ علیه السلام رأسَهُ . ثُمَّ قالَ ـ : اللّهُمَّ إنّی أعُوذُ بکَ أنْ اُحَبَّ فیکَ و أنتَ لی مُبغِضٌ ، ثُمَّ قالَ لَهُ : اُحِبُّکَ للّذی تُحِبُّنی فیهِ .


امام زین العابدین علیه السلام ـ به مردى که عرض کرد: من به خاطر خدا شما را بسیار دوست مى دارم، پس از آن که سر به زیر انداخت ـ فرمود : بار خدایا! به تو پناه مى برم از این که مرا به خاطر تو دوست داشته باشند و تو دشمن من باشى. آن گاه به آن مرد فرمود: من هم تو را به خاطر خدا دوست دارم.

۰ نظر ۲۸ تیر ۰۴ ، ۱۴:۳۱
Ham Saie

لابد یه زیاده‌روی ، ظلمی چیزی یه جای زندگیت به خودت یا بقیه  کردی که وقتی خدا صدات می‌کنه تو دلت میگی آه ، اذان ، بازم نماز ...

۰ نظر ۲۴ تیر ۰۴ ، ۰۹:۲۴
Ham Saie

نخوانده ای « فحیوا بأحسن منها أو ردوها ... را ؟ 

 که محبوبت به کمال تام در مقابلت حاضر شود و تو با نازلترین توجه مشایعیتش کنی ... ؟


۰ نظر ۲۴ تیر ۰۴ ، ۰۳:۵۷
Ham Saie

یاد تو که می آید دلم می‌لرزد 

اشکم پشت چشم می آید و من در این میان هیچ نقشی ندارم 

۰ نظر ۱۸ تیر ۰۴ ، ۱۴:۱۰
Ham Saie

ساعت دو و نیم شبه و من به عکس سردار باقری سر در جمکران فکر میکنم . شهادت صرفاً یه اسمه ، یه لقبه. مثل سرو ، مثل زیتون . شاخ و برگش چیزاییه که قبل شهادت انجام دادن . ما الان تو اون لحظه هاییم و متوجه نیستیم ... 

آمار اینجا دیگه نشون نمی ده . دیگه نمی‌دونم کی میاد و کی می‌ره .صاحباشم تعطیل کردن رفتن ولی ما از رو نرفتیم و هنوزم داریم بلاگ مینویسیم .  بهتر ... دیگه در بند نگاه نیستم ... وقتی کسی سالیان سال کسی رو ندیده فراموش نمیکنه ،  حامل حقیقت محمدیه چطور ممکنه یک آن مارو فراموش کنه .

۰ نظر ۱۰ تیر ۰۴ ، ۰۲:۴۵
Ham Saie

از تپش به سکون .

حیات وقتیست که در تپش بایستی و در سکون بتپی ...

۰ نظر ۱۰ تیر ۰۴ ، ۰۱:۴۸
Ham Saie
منبع نوریست . آنی تجلی میابد و خاموش می‌شود ، آن دگر تجلی دگر ، آن دگر سریعتر ، خاموش و روشن ، خاموش و روشن ... می‌رسی به آنی که آنی نیست و تپش آنچنان سریع است که آن آن تماما تجلیست ... مفهوم زمان با مکان درهم‌تنیده است و هر زمان مکان ، یک تجلی رحمن . کل یوم هو فی شأن ... و هر تجلی ، یاد تجلی‌های قبل را هم در خود دارد و ما چون در تجلی نو ، تجلی‌های قبل را به یاد می آوریم فکر میکنیم زمانی گذشته است . درحالیکه زمانی وجود ندارد . بلکه تجلی پس از تجلی دیگر است که زمان و مکان را هر آن تجلی با هم عیان میکند ...
۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۲:۴۵
Ham Saie




۰ نظر ۲۱ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۹:۰۳
Ham Saie

با محمد صدرا نشستیم استیل واتر میبینیم . آنقدر خوب است دلم میخواهد آخر سال ببرم مدرسه برای بچه ها سر کلاس پخش کنم 

۰ نظر ۳۰ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۳۲
Ham Saie

 

 

 

 

 

 

۰ نظر ۲۸ فروردين ۰۴ ، ۰۸:۴۳
Ham Saie

اگر چیزی رو دوست داریم ، نادانسته متوجه حقیقت محمدیه در آن شده ایم .اما اینطور نباید باشد که این حقیقت را در چیزی ببینیم و در چیز دیگر نه . باید به هرچه می‌نگریم از دیدگاه این حقیقت بدان بنگریم ... 

۰ نظر ۱۵ فروردين ۰۴ ، ۲۲:۰۳
Ham Saie

_"اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ" 

هر دو نورند ، این کجا و آن کجا

 _"یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ" 



۰ نظر ۱۳ فروردين ۰۴ ، ۰۷:۱۲
Ham Saie

پیش‌بینی من این است . یک تا دو سال آینده ، هوش مصنوعی و رایانش کوانتومی رموز و اعداد و علوم و اورادی از متن قرآن کریم استخراج خواهد کرد که واسطه ظهور اهالی ماوراء در میان همین مردم عادی خواهد شد ...

۰ نظر ۱۳ فروردين ۰۴ ، ۰۰:۵۱
Ham Saie

این دردی که رمضان امسال به جان من خنجر کشید از افساد بود . فرصت عمرانی که خداوند به رحیمیت در اختیار من گذاشته بود را با افسادی پر کرده ام . شاکر نبوده ام و  تباه کرده ام . رشد را با سرکوب جایگزین کرده ام  . نعمت خاص شکر خاص میطلبید و نتوانستم . نتیجه اش شد عذاب جسم و جان  ...


۰ نظر ۱۲ فروردين ۰۴ ، ۲۲:۲۳
Ham Saie

چیزی که از این ماه رمضان و عید فطرش نصیب من شد ، هدف از آفرینش ، معرفت خداوند است که آنهم در سایه ی عمران بدست می آید . عمران درون و عمران بیرون ( جمادات و انسانها و اندیشه ها و هرچه که هست ) 

۰ نظر ۱۲ فروردين ۰۴ ، ۲۲:۰۰
Ham Saie

خب یک چیزی که فکر میکنم فهمیده ام تفاوت « یهدی الله لنوره » با « یهدی الله الی نوره » است . اولی معنایش آن است که خداوند هر آنکه را بخواهد به حقیقت و مفهوم نور آشنا میکند . معنی دومی آن است که خداوند آنمه را بخواهد به سوی نور راهنمایی میکند . 

برگردیم به اول آیه ، « الله نور السموات والارض » همه چیز نور خداوند است . قرار نیست به سمت نور برویم . ما خودمان غرق در نوریم. خداوند ما را به مفهوم و ماهیت این نور آشنا میکند ... 

۰ نظر ۱۲ فروردين ۰۴ ، ۲۱:۳۵
Ham Saie

و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

و جن و انس را نیافریدم جز اینکه عبودیت کنند 

 هو  انشأکم من الارض و استعمرکم فیها

او شما را از زمین آفرید و آبادانی آن را از شما خواست


گویی همه چیز خلاصه میشود در یک کلام ،  عمران . 

عمران درون و عمران بیرون ...

۰ نظر ۱۲ فروردين ۰۴ ، ۰۱:۴۳
Ham Saie

دنبال کدامین اسم خداوند میدوی ؟ هزار اسم لازم نیست . او در تک تک اسماست . اسمی را ببین و در دل آن به جستجو بنشین . خدا همه جا هست . ۲۰ دقیقه ننشستی خلوت کنی و حرف بزنی تا حرف بشنوی . شده ای فروا من الله در جستجوی الله . بنشین . همینجاست 

۰ نظر ۱۲ فروردين ۰۴ ، ۰۱:۳۷
Ham Saie

"اگر کسی اصلاً‌ قلبش مملو مهر خدا بود و سخن از ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ بود نه تأ‌ثر قلبی، این همین که بشنود یک کسی دم در می‌گوید من مسکینم،‌ آن منظره را نمی‌بیند که قلبش متأثر بشود خود گرسنه می‌ماند و او را سیر می‌کند و حرفش این است: ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ نه برای این که دلم سوخت می‌خواهم این سوزش دل، را برطرف کنم. این قلبی که با حب خدا متیّم است اصلاً‌ غیر را راه نمی‌دهد تا برای او دلسوزی کند. متیّم یعنی پر. اگر این قلب به حب خدا متیم شد جا برای مسکین و یتیم و اسیر نیست تا انسان آنها را ببیند برای آنها دلسوزی کند. او فوق آن است که دلسوزی کند. او همه‌اش ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ را دارد."


حالا میشود فهمید چرا بعضی وقتها حال آدم خوب نمیشود . خدا را ندیدیم و دلمان شکسته ، خسته شده ایم ، انتظاراتمان برطرف نشده ... درحالیکه اگر حرکتمان برای وجه الله میبود و خودمان را نمیدیدم چنین نمی شد . هرچه بر سر آدمی می آید از حب نفس است .  نفس کنار رفت اوضاع بسامان میشود ولاغیر ...

۰ نظر ۰۵ فروردين ۰۴ ، ۱۲:۰۲
Ham Saie

۰ نظر ۰۴ فروردين ۰۴ ، ۰۱:۰۴
Ham Saie

احیا در مقابلش اماته است . اینطور نیست که شب‌ی چون قدر را احیا نکردی خب نکردی. در واقع اماته کردی آن شب را . از دست ندادی ، میرانده ای ...

۰ نظر ۰۴ فروردين ۰۴ ، ۰۰:۴۹
Ham Saie

"رحمت رحیمیه که در مقابلش غضب قرار دارد،‌ رحمت خاصه است. این رحمت خاصه محدود است و مقید است و در قبال این رحمت خاصه عذاب است ..."

معلوم میشود یک قسم از عذابها بخاطر کفران نعمتیست که خداوند به طور خاص به بنده ای ارزانی داده و قدر ندانسته .

نعمت خاص شکر خاص میطلبد وگرنه عذاب خاص به دنبال دارد . هر نعمتی که رسید دنبالش خیال آدم نباید آرام بگیرد . بلکه به فکر مسئولیتی که بواسطه آن نعمت بر دوشش گذاشته میشود باید بیفتد که کمترین آن شکر لفظیست . بماند که معنای شکر ، استفاده از نعمت در جای خود است ...

۰ نظر ۰۳ فروردين ۰۴ ، ۱۲:۲۴
Ham Saie

هر کاری که با نام خدا شروع نشود ، آن کار ابتر است . یعنی به سرانجام نمیرسد . گاهی ممکن است عامل انسان خوبی باشد یعنی حسن فاعلی داشته باشیم ولی آن فرد کاری را انجام دهد که از مصادیق قربة الی الله نباشد . از حسن فعلی محروم بماند . این کار هم به سرانجام نمیرسد . مثلاً فردی میتواند بگوید بسم الله الرحمن الرحیم ، فوتبال بارسا رئال را نگاه میکنم ، سیستم ۴ ،۳ ،۳  تیمهای گواردیولا را دوست دارم  قربة الی الله ؟ نمیشود ... قرابت و نزدیکی به خداوند ازین مسیر میسر نیست . این کار از حسن فعلی محروم است پس ابتر است و به نتیجه نمیرسد .

۰ نظر ۰۲ فروردين ۰۴ ، ۰۸:۳۵
Ham Saie

https://class.onlinehawzah.com/courses/


🌹 هزینه ثبت‌نام:  فقط یک صلوات 🌹


این دوره در ۱ سال برگزار خواهد شد 


❓چگونه در چهل روز گناهی را ترک و عادت های خود را تغییر دهیم؟


🔸«دوره تغییر عادت و رفتار و ترک گناه» دوره ای است که تاکنون ۱۶ بار به صورت موفقیت آمیز برگزار شده است و تا امروز بیش از ۳۰ هزار نفر این دوره را  با رضایت بالا گذرانده و به نتایج عملی فوق العاده ای دست یافته اند.


🔸 مهمترین سرفصل های این دوره:

-تمرکز در نماز

- کنترل ذهن

- سحر خیزی

- مدیریت زمان

- ترک غیبت

- ترک خود ارضایی

- شیطان شناسی

- عادت سازی

- حجاب

- ترک سیگار

 و ...


⬅️ طول دوره: یک سال (۳۶۰ جلسه)


⬅️ موضوع: 

روش‌های کاربردی ترک گناه و تغییر عادت و رفتار


⬅️ فرمت آموزش‌ها:

 فیلم‌، صوت، متن (قابل دانلود) 

۰ نظر ۰۱ فروردين ۰۴ ، ۰۹:۴۹
Ham Saie

به این فکر میکردم که چرا وقت گذراندن با فرزند و همسر و خانواده افضل از صرف همان اوقات برای کارهای عبادیه . بعضی وقتها افراد دین داری رو میبینیم که شکایت میکنن و با خودشون و بچه دعوا که این بچه نمی‌ذاره دو رکعت نماز بخونم ، یه زیارت عاشورا بخونم ، دو خط قرآن بخونم و ... 

به ذهنم رسید خواندن ادعیه و قرآن مثل خواندن یک دستورالعمل هست . یک مرحله بالاتر اجرای همان دستور در بعد فردیست ، یک مرحله بالاتر در بعد خانواده و اجتماع . زدن از وقت همسر و بچه برای خواندن دعا ، مثل نزول از مرحله ی بالاتر به یکی دو مرحله پایینتره . بالطبع اجرش هم کمتره . این القای شیطان و نفسه که برم سراغ این تا از اونی که منو بهتر به مقصود می‌رسونه غافل و شاکی باشم . امثال روایاتی که میگن خواب متأهل افضل از عبادت شب تا صبح مجرده هم ریشه در همین داره . تفاوت فضیلت بعد اجتماعی دین با بعد فردی و قرائت به تکراره ...

۰ نظر ۲۵ اسفند ۰۳ ، ۰۶:۲۸
Ham Saie


بشنو از نی چون حکایت میکند

از جداییها شکایت میکند


سخن را از نی باید شنید از آن کس که نیست؛ آن کس که هست از هواهای خود میگوید و حدیث نفس میکند و حکایت او شکایت از محرومیتها و ناکامیهای خاکی اوست. یا حکایت توفیقات و همی و خیالی که او را معجب و مغرور میکند و به جور و ستم وامی دارد.


اما آن کس که بندبند وجودش را از هواهای خویش خالی کرده و چون نی لب خود بر لب معشوق نهاده و دل به هوای او و نفس او سپرده است حکایتی دیگر و شکایتی دیگردارد.


گر نبودی با لبش نی را سمر

 نی جهان را پر نکردی از شکر


مثنوی


انبیا از جنس نی بودند چون به هوای دل خویش سخن نمی گفتند چنانکه در قرآن در صفت رسول اکرم آمده است:

و ما ینطق عن الهوی  ، ان هو الا وحی یوحی

او از هوای دل خویش سخن نمیگوید و این قرآن نیست مگر آنچه به او وحی شده است.


بدین بیان نی مقام انسان کامل یا کمال مرتبه انسانی است که در آن مرتبه شخص هرچه گوید همان است که معشوق در او دمیده و هرچه کند همان است که فرمانش از معشوق رسیده است.


از وجود خود چو نی گشتم تهی

 نیست از غیر خدایم آگهی 

چونکه من من نیستم این دم ز هوست

 پیش این دم هر که دم زد کافر اوست


سیصد و شصت و پنج روز در صحبت مولانا | حسین الهی قمشه ای

۰ نظر ۲۳ اسفند ۰۳ ، ۲۲:۲۳
Ham Saie

فَمَن یُرِدِ ٱللَّهُ أَن یَهۡدِیَهُۥ یَشۡرَحۡ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِۖ وَمَن یُرِدۡ أَن یُضِلَّهُۥ یَجۡعَلۡ صَدۡرَهُۥ ضَیِّقًا حَرَجࣰا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی ٱلسَّمَآءِ 


آری ، گویا از آسمان قرار است بالا رود ...

۰ نظر ۱۷ اسفند ۰۳ ، ۰۵:۴۹
Ham Saie

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد


کسانی هم هستند خواسته های نفسشان را با خدا معامله میکنند . این اپلیکیشن مال تو به قیمت مرضات تو ، این برنامه ، این سریال این سرگرمی ، این عادت ، این جلوه ی نفسانی خدمت شما ، قیمتش مرضات شماست . و خدا این معامله را انجام میدهد . نتیجه اش این میشود که وقتی تمام جلوه های نفس را دادی رفت ، از خود نفس خارج میشوی . دیگر چیزی به نام نفس نمانده ، ذره ذره دادی رفته بجایش مرضات الله گرفتی . الان تو دیگر مرضات الله شدی .  نفس تو خود تو که جلوه ی نفسانیات بود رفته رفته جایش را با رضایت خدا عوض کرد . خداوند اینطور رأفتش را برای بندگیت تمام کرد که نامت شد مرضات الله ...

۰ نظر ۱۷ اسفند ۰۳ ، ۰۵:۳۹
Ham Saie