یا جاری اللصیق ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۳۶
Ham Saie
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۰۰
Ham Saie



21:05

Trance Frendz — An evening with Ólafur Arnalds and Nils Frahm


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۷ ، ۱۹:۳۶
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۷
Ham Saie

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا ...


nafisehkohnavard

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۰۵
Ham Saie




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۵۵
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۴
Ham Saie
تمام مسئله سر حد اعتماده . اینکه آدمیزاد تا کجا میتونه دووم بیاره و از کوره در نره . وگرنه برام دیگه یقین شده که آخر همه ی قصه ها خوب تموم میشه . مهم نیست ایراهیم و اسماعیل باشه یا اسماعیل و هاجر یا یوسف و یعقوب . برا هرکی از نسل آدمه ،تا هرکجا تو رو خواسته قصه همینه ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۵۱
Ham Saie
منی که زیباترین چشمان دنیا را در صورت پسرک سیزده چهارده ساله ی راه تو دیدم ، بی آلایشترین محبت را از موکبدار عزای تو چشیدم ، خالصانه ترین دوست داشتن را در اولین هم قدمیهای سمت تو فهمیدم ، دردناک ترین درد را در کوچه پس کوچه های شهر تو کشیدم، شیرین ترین رطب را از دستان خادم تو چیدم ، معنای اشک را در موکب رضای تو فهمیدم ... چطور طمع دوباره ی تو را نکنم ؟ ما فقط حلوای تو را چشیدیم و این بود . او که محبت تو را چشید ببین چه میکند ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۲۳
Ham Saie
امروز 29 سال را تمام کردم .برخلاف اینروزها  از صبح حال خوب عجیبی داشتم . حس انبساط خاطر و آرامش غریبی که درست همین امروز سراغم آمده بود.  عصر که به دعای عرفه رفتم از اول دعا اشکم بند نمی آمد . همین فرازهای امام . همین حرفهایی که بعد از هزار و چهارصد سال تمام حرفهای ناتمامت را تمام میکنند . وقتی با کلمه کلمه اش زندگی میکنی ...

اِلى مَنْ تَکِلُنى ؟  اِلى قَریبٍ فَیَقْطَعُنى ؟ اَمْ اِلى بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنى ؟
به که واگذارم مى کنى ؟ آیا به خویشاوندى که از من بِبُرَد ؟ یا بیگانه اى که مرا از خود دور کند ؟
اَمْ اِلَى الْمُسْتَضْعَفینَ لى وَاَنْتَ رَبّى وَمَلیکُ اَمْرى ؟
 یا به کسانى که خوارم شمرند درحالیکه تویى پروردگار من و زمامدار کار من ؟ 
 اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتى وَ بُعْدَ دارى وَهَوانى عَلى مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْرى ...
 از غربت خود بسوى تو شکایت می اورم و دورى خـانـه ام و خواریم نزد کسى که زمامدار کار من کردى ...
فَبِاءَىِّ شَىْءٍ اَسْتَقْبِلُکَ یا مَوْلاىَ اَبِسَمْعى اَمْ بِبَصَرى اَمْ بِلِسانى اَمْ بِیَدى اَمْ بِرِجْلى اَلـَیْسَ کُلُّها نِعَمَکَ عِندى وَبِکُلِّها عَصَیْتُکَ ...
پس به چه وسیله با تو روبرو شوم اى مولاى من ؟  آیا به گوشم یا به چشمم یا به زبانم یا به دستم یا به پایم ؟ آیا همه اینها نعمتهاى تو نیست که در پیش من بود و با همه آنها تو را معصیت کردم ؟
اَنْتَ الَّذى اَزَلْتَ الاَْغْیارَ عَنْ قُلُوبِ اَحِبّائِکَ حَتّى لَمْ یُحِبُّوا سِواکَ وَلَمْ یَلْجَئُوا اِلى غَیْرِکَ
توئى که اغیار و بیگانگان را از دل دوستانت براندى تا اینکه کسى را جز تو دوست نداشته و به غیر تو پناهنده و ملتجى نشوند
 اَنْتَ الْمُوْنِسُ لَهُمْ حَیْثُ اَوْحَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ وَ اَنْتَ الَّذى هَدَیْتَهُمْ حَیْثُ اسْتَبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ 
 توئى مونس ایشان در آنجا که عوالم وجود آنها را به وحشت اندازد و توئى که راهـنـمـائیـشان کنى آنگاه که نشانه ها برایشان آشکار گردد 
ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَمَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ 
چه دارد آنکس که تو را گم کرده ؟ و چه ندارد آنکس که تو را یافته است 
کیف یُرْجى سِواکَ وَاَنْتَ ما قَطَعْتَ الاِْحْسانَ وَکَیْفَ یُطْلَبُ مِنْ غَیْرِکَ وَاَنْتَ ما بَدَّلْتَ عادَةَ الاِْمْتِنانِ ...
چـطور مى شود بغیر تو امیدوار بود در صورتى که تو احسانت را قطع نکردى و چگونه از غـیـر تو مى توان طلب کرد با اینکه تو تغییر نداده اى شیوه عطابخشیت را ...

 و تو چه میدانی که شاید همه ی این ماجراها ، بالا . پایین ها ، فراقها و فقدانهایت ، دلیلی نداشته جز اینکه امروز با این حالت به مصلی بروی و این حرفها را بشنوی که با گذشت چند ساعت هنوز  هم عطر همان حس خوب با تو مانده باشد . ورود به سی سالگی برایم زیبا بود . بدیع ، حتی تقارنش با عرفه که به یاد ندارم همزمانی با هیچ عید دیگری را در سالهای قبل . شاید یک شروع نو برای کسی که فهمیده بود بی چیزترین است . دلم بقای همین حال خوب را می خواهد . شاید چند روز آینده مسافر شدم . شاید مشهد الرضا شاید جایی دیگر ... دلم کربلا میخواست . اربعین . پیاده روی . باسم کربلایی ، نوحه هایش ،همین  تجاره لن تبور 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۹
Ham Saie

برای ماهی

با سه ثانیه حافظه

تُنگ و دریا یکی ست

دست من و شما درد نکند

که دل ِ تنگ آدم ها را

با یک عمر حافظه

توی تُنگ می اندازیم

و برای ماهی ها دل می سوزانیم


مهدیه لطیفی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۳
Ham Saie

دیشب خواب دیدم در شهری غریبم . کسی در کنارم بود که بی نهایت دوستش داشتم . سرش را به بازویم چسبانده بود و اشک می‌ریخت . میخواستم آرامش کنم . یک آن دندانهایم شروع به شکستن کردند . تکه تکه شدند و روی دستم افتادند ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۴
Ham Saie


tabatabaei14 بسم الله
در تبریز مجتهد جلیل القدری بود به نام آیت الله آقا میرزا رضی تبریزی رضوان الله علیه. از ثقات شنیدم که وقتی ایشان به قم آمده بودند و مهمان آیت الله خمینی شده بودند، آقای خمینی به خانواده شان فرموده بودند: این مهمان ما کسی است که با دلگرمی می شود از او تقلید کرد! و این کلام ایشان به خوبی دلالت بر عظمت علمی و عملی آقا میرزا رضی دارد. مرحوم آقامیرزا رضی گفته بود: ما در منزلمان کار بنایی داشتیم، عده ای کار می کردند. در میان کارگرها یک نفر بود که معلوم بود با دیگران فرق دارد. دنبال بهانه ای می گشتم که با او سر صحبت را باز کنم. برای کار نیاز به نردبان بلندی داشتیم که آن را کرایه نمودیم و پس از اتمام کار بنا شد آن کارگر، نردبان را ببرد و تحویل دهد. وقتی رفت و برگشت، مقداری بیش از معمول طول کشید، چون حدود مسافت را می دانستم. دیدم بهانه ای است برای صحبت کردن، به او گفتم: چه شد که مقداری طول کشید؟! با یک متانتی جواب داد: چون نردبان بلند بود و ممکن بود که به دیوارهای خانه های مردم اصابت کند و من مدیون شوم، لذا با احتیاط بیشتری حرکت کردم، به همین جهت مقداری بیشتر طول کشید.
فصل تابستان بود و آفتاب دیر غروب می کرد. هنگام ظهر که کارگرها برای تهیه غذا و صرف ناهار متفرق شدند، او اول وقت به سراغ نماز رفت و با حالت توجه خاصی نماز می خواند. وقتی تکبیر می گفت، من شدیداً تحت تاثیر قرار می گرفتم، بدنم گویا به لرزه می افتاد!
نماز که تمام شد رفتم به او گفتم: شما بعد از اتمام کار، باز هم وقت برای نماز خواندن داشتی، چرا در زمان کار من نماز می خوانی؟ در جواب من فقط این را خواند: (و انّ المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا) با این جواب او گویا پاهایم لرزید و نتوانستم خود را کنترل کنم، همانجا نشستم و فهمیدم شخص فوق العاده ای است.
از او عذر خواهی کردم و گفتم: غرضم از این مطالب این بود که خواستم مقداری با تو صحبت کنم. حالا بگو امام زمان الان کجا هستند؟!
گفت: حضرت در تبریز تشریف داشتند، یک ساعت است که این شهر را ترک نموده اند.
گفتم: چکار کنم که خدمتشان برسم، راهش چیست؟!
گفت: یک مقداری به خودت رسیدگی کن، مراقبه داشته باش، آقا خودشان تشریف می آورند.
.
.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۵
Ham Saie

من بهشتتو ، خودتو ، هر دلبری که خاطرخواته، هرکی زلفمو به زلفش، زلفشو به زلفت گره زدی، همممه شونو ، همممممه شونو کمپلت باهم میخوام . همینقدر پر رو :) 


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۴۰
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۱
Ham Saie

ثمین چند روز مهمان خاله بود . فیلم عروس هلندی دخترخاله هایش را گرفته فرستاده . ( نگهداری پرنده در فامیل ما اپیدمی شده :)  حالا میفهمم وقتی زبان کودک باز میشود ، پدر مادر  چه ذوقی میکنند ...

بدو بیا ، بیا بیا بیا ، خوبی ؟ بدو بدو بدو ، پخ پخ پخ ، بوس بده ،

تاب تاب تاب بااااااچی :)


کیفیت_اصلی
 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۹
Ham Saie


رُوِیَ عَن عَلِیِّ اَمیرِالمُومِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: کَما اَنَّ الشَّمسَ وَ الَّلیلَ لایَجتَمِعانِ کَذلِکَ حُبُّ اللهِ وَ حُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعانِ.
حضرت امیر المؤمنین(ع) فرمودند: همان طور که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی­شوند، محبّت و دل بستگی به خداوند نیز با محبّت و دل بستگی به دنیا جمع نمی­شوند.
خیلی زیبایی در این روایت دیده می­شود. انسان اگر بخواهد بفهمد حبّ به خدا دارد یا نه، راهش چیست؟‌ این امری نیست که هفته ­ای و ماهی یا سالی یک بار پیش بیاید، بلکه انسان در هر روز چندین بار بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار می­گیرد؛ آن هم نه فقط بُعد وجودی او، بلکه تمام ابعاد وجودیش مثل قلب، عقل، اعضاء و جوارح، دست، پا، زبان، گوش، چشم و حتّی خطورات ذهنیّه او مثل دروغ، غیبت، تهمت، مال حرام خواری، نگاه به نامحرم و... انسان ببیند کدام را انتخاب می­کند، امر الهی را انتخاب می­کند که نور است، یعنی محبّت و دوستی به خداوند را، یا این که معصیت را انتخاب می­کند که ظلمت و تاریکی و محبّت و دل بستگی به دنیاست؟
نور و ظلمت در یک جا جمع نمی­شوند و دل ظرف محبّت خداوند است و دو شیء و دو چیز در او جای نمی­گیرد، محبّت و دل بستگی به خداوند یعنی نورانیّت، نشاط، آرامش، برکت، نیکوکاری. و محبّت و دل بستگی به دنیا، یعنی ظلمت، تاریکی، اضطراب، افسردگی، فساد، گناه و معصیت. حالا انسان ببیند در شبانه روز زندگی خود چه چیز را انتخاب می­کند؟‌ این از عمل انسان معلوم می­شود. آیا دل را در اختیار صاحب خانه قرار داده­ ایم؟ یا اینکه با نافرمانی، معصیت و گناه صاحب خانه را از دل بیرون کرده، به مستأجر و یا بالاتر، به غاصبی که محبّت دنیا و شیطان است داده و دل را بیمار کرده­ ایم؟
انسانی که کارهای شیطانی انجام می­دهد و می­گوید خدا را دوست دارم، حرفش یک دروغ و فریب شیطان است. او دل را به شیطان تحویل داده است.

.
.
.
#اخلاق 
#عرفان 
#مرحوم_حاج_آقا_مجتبی_تهرانی_ره


tabatabaei14


.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۷
Ham Saie




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۳
Ham Saie
و چه کم پیش می آید وقتی چیزی از دست رفت دوباره باز گردد ...

"عهده‏ام در گرو درستى سخنم قرار دارد، و نسبت به آن ضامن و پاى بندم. کسى که عبرتهاى روزگار کیفرهاى پیش رویش را بر او آشکار کند تقوا او را از در افتادن در اشتباهات مانع گردد. هشیار باشید که روزگار آزمایش به همان شکل خود در روز بعثت پیامبر (ص) به شما باز گشته. به خدایى که او را به حق فرستاد هر آینه همه درهم ریخته مى‏شوید، و هر آینه غربال مى‏گردید، و همچون محتواى دیگ جوشان درهم و برهم گشته تا آنجا که ذلیل شما گرامى و بالا نشینتان پست شود. واپس مانده‏ها که کوتاهى کردند پیش افتند، و پیش افتاده‏هاى گذشته پس مانند. به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده، و دروغى بر زبان نیاورده‏ام، و به این اوضاع و چنین زمانى آگاهیم داده‏اند. بدانید گناهان اسبان سرکشند که افسار گسیخته سواره‏هاى خود را به پیش مى‏برند تا به جهنم وارد کنند. آگاه باشید که تقوا مرکب‏هاى راهوار است که مهارشان به دست سواره‏هاى آنها سپرده شده، در نتیجه آنان را وارد بهشت مى‏نمایند. این وضع حق و باطل است، که هر یک را خریدارى است، اگر باطل بسیار باشد از گذشته چنین بوده، و اگر حق اندک باشد زیاد شدنش را امید هست. و چه کم پیش می آید وقتی چیزی از دست رفت دوباره باز گردد ..."

خطبه ی 16 نهج البلاغه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۳
Ham Saie

در همه ی آثار اسلامی ما دو نفر را داریم که از آنها به " ثارالله " تعبیر شده . در فارسی ما یک معادل درست و کامل برای اصطلاح عربی "ثار" نداریم .وقتی کسی از خانواده ای از روی ظلم به قتل میرسد ،خانواده ی مقتول صاحب این خون است . این خون را ثار میگویند و آن خانواده حق دارد خون خواهی کند .اینکه میگوبند خون خدا تعبیر خیلی نارسا و ناقصی از ثار است و درست مراد را نمیفهماند . ثار یعنی حق خونخواهی . اگر کسی ثار یک خانواده است یعنی این خانواده حق دارد درباره ی او خونخواهی کند . در تاریخ اسلام از دو نفر اسم آورده شده است که صاحب خون اینها و کسی که حق خونخواهی اینها را را دارد خداست . این دو نفر یکی امام حسین است و یکی هم پدرش امیر المومنین " یا ثار الله و ابن ثاره " ...

انسان 250 ساله

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۶
Ham Saie
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۰
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۴:۵۸
Ham Saie

" آنچه که بر کیفیت دوستی موثر است، تنها در لحظات با هم بودن خلاصه نمیشود. تمام اعمال و رفتارهای ما، تمام دلتنگی ها و دعا کردن های ما، تمام آنچه که از ذهنمان عبور می کند و در قلبمان جای میگیرد، بسیار حقیقی تر از آنچه فکر می کنیم، بر دل و ذهن طرف مقابلمان اثر می گذارد. جریان محبت، فرستنده ها و گیرنده های سیگنال دوستی، آنقدرها که فکر می کنیم غیر واقعی نیستند. شاید به چشم دیده نشوند، اما وجودشان در نظام هستی غیر قابل انکار است... امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «انْظُرْ قَلْبَکَ‌؛ فَإِذَا أَنْکَرَ صَاحِبَکَ‌، فَإِنَّ‌ أَحَدَکُمَا قَدْ أَحْدَثَ‌» به قلبت نگاه کن؛ اگر دیدی دیگر دوستت را دوست نداری٬ بدان که یکی از شما کاری کرده است [که موجب سستی رشته‌ی محبت شده؛ مثلا پشت سر او بدگویی کرده یا حقی را از او ضایع کرده است] "

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۵
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۱
Ham Saie

مدیاپلیر ویندوز را اولین بار ران میکردم بین آن همه آهنگ این پخش شد ...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۴
Ham Saie

وقتی دیدی به زحمت می افتی یا غصه دار می‌شوی، مبادا به کسی بگویی. سر نماز یک صلوات بفرست و حاجتت را بگو و آن وقت یک صلوات دیگر هم بفرست. اولیای دیگر، خدا را دوست دارند اما پیامبرِ ما را، خدا دوست دارد. او نمی‌تواند خدا را دوست بدارد! پیامبرِ ما راه ندارد که خدا را دوست بدارد. آیا نمی‌بینی که مناجات ندارد؟ از بس که غلبه رحمت و برکات، از آسمان و زمین و غیب و شهود بر سر محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ریخته است. او کنه اَلفَقْرُ فَخْریٖ را گرفته است. اولیای دیگر این طور نیستند. آنها همه، خدا را می‌خوانند. مناجاتهای امیرالمومنین و ائمه، مومنین و مومنات و انبیای سلف را ببین. اما پیامبر چون حبیب خداست، لذا هستی او را بغل گرفته است و او راه ندارد. حالا اگر قرار است قاطی بشویم و بالا برویم و نجات پیدا کنیم، باید از طریق این عبد باشد ...

#طوبای_محبت

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۸:۱۰
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۰
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۳۴
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۲۱
Ham Saie




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۱۵
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۶
Ham Saie
« تو دعای جوشن کبیر یک عبارتی هست می گه :
" یا کٓریمٓ الصَّفْح "
یه وقتی یک کسی تو رو می بخشه ، اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی . ولی یه وقتی ، یه کسی تو رو می بخشه و یه طوری فراموش می کنه ، انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی!
اصلا هم به روت نمیاره،
به این نوع بخشش میگن "صَفح"»
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۱:۴۷
Ham Saie

 

 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۳۷
Ham Saie
مادر فرصت سر خاراندان ندارد، عرق از سرو رویش می ریزد، همه ش دارد می دود، از دیگ غذا به جاروزدن خانه، از شستن میوه ها به تلفن و آدرس دادن... خسته و آشفته است، مهمانی دارد شروع می شود! یکهو نگاهش به بچه ها می افتد که سرگرم بازی اند و هنوز آماده نشده اند! مهمانی دارد شروع می شود! مادر خودش نمی تواند سرپا بایستد، اما چه کند؟ اینها بچه های اویند... گرچه سر وصورتشان خاکی و کثیف، گرچه لباسهایشان آلوده، بچه های اویند ... گرچه موهایشان ژولیده و درهم!
مادر از خستگی نای حرف زدن ندارد، اما برای آبروی خودش هم که باشد مجبور است وسط همه گرفتاری های دم مهمانی بچه ها را با عجله ببرد حمام و تر وتمیزشان کند و لباسهای نو را بپوشاند! بچه های خودش هستند، چه کار می تواند بکند؟ مهمانی دارد شروع می شود و مهمان ها دارند می رسند! .
سر وصورتمان آلوده است و دستهایمان کثیف، مادر! به دادمان برس و برای مهمانی آماده مان کن! .
الهی، إن لم تکن غفرت لنا فیما مضى من شعبان... فاغفر لنا فیما بقی منه! 
خدایا، فقط همین چند ساعت فرصت داریم تا برای مهمانی آماده شویم!
.
مادر! بخواهی یا نخواهی بچه های تو هستیم! ما را برای مهمانی آماده کن!
سرگرم بازی بوده ایم، لباسهایمان آلوده است و دستهایمان کثیف و رویمان سیاه! .
مادر، تمیز و روبراهمان کن!
.
به حق "حسینت" خودت به ما برس!
#مهمانی_دارد_شروع_میشود
#شعبان #ماه_رمضان
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۷
Ham Saie
یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنیٌّ لاَ أَفْتَقِرُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ غَنِیّاً لاتَفْتَقِرُ،
 یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنَا حَىٌّ لاأَمُوتُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ حَیّاً لا تَمُوتُ؛ 
یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنا أَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ تَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۰۶
Ham Saie

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۱۴
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۸
Ham Saie
چند روزی میشود که برگشته ام . سراسر شب باران داشتیم . دو سه روز پیش رودخانه ی پشت خانه طغیان کرد و نصف ی پایین ده را آب برد . امروز صبح هم اکثر خیابانها و معبرهای داخل خود شهر را سیل و آب برداشته . نمیشود در این هوا بیرون نیامد . روی کوه مقابل برف نشسته .  از کنار باغ درختان هزار چشم همسایه  میگذرم ... چند سال پیش آنور دنیا از کنار درختان گذشتی ، عکس گرفتی . از آن موقع تمام این درخت‌ها اسم تو را گرفته اند  . یک جفت کلاغ روی درخت گردوی پشت حیاط دارند خانه می‌سازند . نمیدانم چه جریانیست که حال آدم در یک ساعت از اینرو به آنرو میشود . درونم راضیست است . نه برای چیزهایی که خودم بدست آورده ام . چون چیزی هم نیست . برای چیزهایی که خدا از اول داده و با رفتنشان ارزششان را فهمیده ام . مثل سلامتی . یک ماهی هست دردی ندارم ( البته اگر از قلقلکهای چند روز بکبارش فاکتور بگیریم )  مثل همین دلخوشیای کوچک .که سعی میکنم مثل قبل حسرت نخورم .میدانم بعضی چیزها را ندارم ولی ... مایه ی دلخوشی آنجاست که دلدار آنجاست . هرچه خودش ... تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد ...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۰
Ham Saie


دریافت
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۰
Ham Saie
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۳
Ham Saie
میگفت قانونش اینه . هرقدر تو زندگیت به حرام خدا ناخنک زدی سهمت از حلال خدا کم شده . از محبت حلال ، نگاهای حلال ، حرفای حلال، خوشیای حلال ... 
از خودت فراری باشی ، از اشتباهای خواسته و ناخواسته ی عمرت ، نفهمیدنا ، بی احتیاطیا ، دیگه حتی روتم نشه برگردی ...
 تو حتی منو از خودمم بیشتر دوس داشتی . روزی که تو چشام نگاه می‌کنی آب میشم  .  نذارم بین کسایی که قراره بگن یا لیتنی کنت ترابا . مگه تو دستمو بگیری بلندم کنی  ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۳۹
Ham Saie

عربی جامع خیلی سبز را می‌خوانم . نوشته « باب مفاعله 

فاعَلَ ، یفاِعلُ ، مفاعله ... معمولا متعدی است و معنای مشارکت دارد . یعنی دو طرف در کار مشارکت دارند که یکی فاعل و دیگری مفعول است. مثلاً : 

ضرب علی سعیدا : علی سعید را زد -----» ضارب علی سعیدا : علی با سعید زد و خورد کرد »

سید می‌گفت خدا در قرآن هم رابطه انسان با نماز را از باب مفاعله گرفته . "حافظوا"  یعنی موجودیت دونفر را حساب کرده و خطاب شده؛ "حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِین"  یعنی اگه تو از نماز محافظت کنی، نماز هم از تو محافظت می کند. نماز موجود زنده است ...



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۱۳
Ham Saie
بی دلیل آرامم ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۹
Ham Saie
#گزیده_سخنرانی آیت‌الله جاودان در حسینیۀ آیت‌الله شیخ مرتضی زاهد(رَحِمَهُ الله)
#شب_ششم_فاطمیۀ_دوم_۱۴۳۹ هجری قمری (۹۶/۱۲/۳)

✅ بدست گرفتن اختیار #خیال

♦️غده‌ای در دهان آیت‌الله #حق‌شناس درست شده بود و ایشان نمی‌توانستند برای نماز بیایند. قرار بود ایشان را ببرند برای آزمایش سرطان. در همین روزها من به همراه یکی از دوستان به منزل ایشان رفتیم. ایشان بی‌مقدمه فرمودند: «این خبیث (مقصودشان، #شیطان بود) امروز به سراغ من آمده بود؛ اگر دعاهای صبح نبود، توانسته بود کاری کند! من متوجه شدم کمی از فکر من مشغول آن غده است. فکرش را گذاشتم کنار!»‍؛ اگر ما بودیم، می‌توانستیم از چنین خیالی آسوده شویم؟ مگر ما قدرت کنار گذاشتن خیال را داریم؟ شیطان پیِ این خیال را می‌گیرد. هر فرد وقتی متولد می‌شود، دو شیطان تا دم مرگ همراهش هستند. مگر آنکه آن‌ها را مغلوب کنیم. این‌ها وارد خیال ما می‌شوند. کسی می‌تواند خیالش را کنار بگذارد که در اصطلاح عرفانی «#صاحبدل» شود؛ یعنی شخص، صاحبِ دل و خیالش است. ما اگر رنج می‌کشیم یا شاد می‌شویم، از خیال است. دل، مرکز افکار ماست. برای صاحبدل شدن باید از اعضای دیگر شروع کرد. باید صاحب چشم و گوش و زبان شد. اگر یک کلمۀ بی‌حساب از دهان ما خارج نشود، ما صاحب زبانمان هستیم. اگر غذا را بخاطر خوشمزه بودن نخوریم، اگر بخاطر زیبا بودن، چیزی را نبینیم و ... صاحب اعضای خود می‌شویم. آدم اگر بخواهد به این چیزها برسد، در این راه پیر می‌شود! در #قرآن آمده که افراد #متقی در بهشت صاحب اختیار هستند. این اختیار را از اینجا برده‌اند. آن‌ها در بهشت سلطنت بی‌نهایت دارند. آنجا بر خلاف دنیا، سلطنت‌ها تزاحم ندارد و افراد مختلف می‌توانند همگی سلطنت داشته باشند.
___
کانال رسمی تلگرام آیت‌الله جاودان (حفظه الله)
@Javedan
www.javedan.ir
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۱۷
Ham Saie
قیامت که میشود به آدم میگویند اقرا ، وارتق . بخوان و بالا برو ...
خدایا نچرخند این چشم‌ها جایی که نباید ، 
نباشد چیزی در این دل که بترسم از آشکار شدنش ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۳۶
Ham Saie

 آدمیزاد عاشق که میشود معیار زیبایی ها میشود روی معشوقش . انگار که فقط هرکه شبیه اوست زیباست  ، هرکه عطر او را دارد ، طنین صدای او را دارد , زیبایی برایش به اندازه ی تشابه با معشوقش معنا میشود  ... آدمهایی که نوربالا میزنند هم همینطورند .همه شبیه هم ، یک بو ، یک نگاه ، یک رنگ ... هرجا باشند میشود فهمید توفیر جنسشان از بقیه را . شباهتشان به همدیگر را . شرف المکان بالمکین بودنشان را . سیماهم فی وجوههم را . انگار که همه از یک قالب سرشته اند . همانهایی که خدا عاشقشان شده ، عاشقشان کرده  ...

 


 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۲۷
Ham Saie
حس میکنم حالم خیلی خوبه . فقط یه لحظه تصور کردم اونور همه  ناامیدیا ، تنهاییا ، ترسا ، گناها ، سیاهیا ... تو نبودی . چیکار میخواستم بکنم .
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۷
Ham Saie


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۷
Ham Saie
زیر بارون ، تو تاریک روشن صبح . بهمنی که اصرار داره شروعش کم از اردیبهشت نباشه و خدایی که درای آسمونو وا کرده ...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۱
Ham Saie

- تا حالا ترکت کردم؟

+ نه، ولی تو بدترش رو انجام دادی

گذاشتی که من برم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۰۷:۰۱
Ham Saie