یا جاری اللصیق ...

۰۴/۰۶/۱۸ ۲۳:۲۰:۵۷

آمدگان و رفتگان ...

بشارت‌های مرگ که از راه می‌رسند ترس عجیبی وجودم را فرا می‌گیرد . حس میکنم چقدر دستم خالیست . چقدر تا دیروز همه چیز کم و بیش عادی بود و امروز به یکبار تمام می‌شود . میگویم همین ؟ ابدیتی که قرار بود بسازم قرار است از دل این چند سال بیرون بیاید ؟ این که هیچ نیست ... خیلی ترسناک است . تنهایی ، دست خالی ، حسرت ... 

فکر میکردم مرگ عزیزان از مرگ خود سخت تر است ولی آدمی به خود که می آید متوجه مبشود هراس ساعتهای رو به مرگ خویش بزرگترین هراس دنیاست .  غم رفتن هر عزیزی از خالی شدن جای او در حیات خودمان است . ما برای او گریه نمی‌کنیم ، برای جای خالی نقش و نگارش در وجودمان گریه میکنیم . پس همین گریه هم از حب نفس است نه از غم آنچه بر عزیز رفته پیش خواهد آمد . حال حساب کن عزیزت نه ،  اگر خودت بروی چه حسی باید داشته باشی ؟  شاید باید گفت فروپاشی ... کاش این حس ترس همیشه بماند تا زندگی مانده را برای ابدیتم کار کنم...

۰۴/۰۶/۱۸
Ham Saie

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">