یا جاری اللصیق ...

گفتی بایست 
ایستادم .
گفتی دوردست‌ها آتشی برپاست .میبینی ؟ 
گفتم یارای دیدنم نیست . 
گفتی بمان برایت نور خواهم آورد . و رفتی ...
ماندم .
سالهاست رهگذران می‌گذرند و قصه ی آن شب تو را تعریف میکنند
و من هنوز چشم انتظار رویت به میقات نشسته ام
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۳
Ham Saie