وجه الله ...
"اگر کسی اصلاً قلبش مملو مهر خدا بود و سخن از ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ بود نه تأثر قلبی، این همین که بشنود یک کسی دم در میگوید من مسکینم، آن منظره را نمیبیند که قلبش متأثر بشود خود گرسنه میماند و او را سیر میکند و حرفش این است: ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ نه برای این که دلم سوخت میخواهم این سوزش دل، را برطرف کنم. این قلبی که با حب خدا متیّم است اصلاً غیر را راه نمیدهد تا برای او دلسوزی کند. متیّم یعنی پر. اگر این قلب به حب خدا متیم شد جا برای مسکین و یتیم و اسیر نیست تا انسان آنها را ببیند برای آنها دلسوزی کند. او فوق آن است که دلسوزی کند. او همهاش ﴿انما نطعمکم لوجه الله﴾ را دارد."
حالا میشود فهمید چرا بعضی وقتها حال آدم خوب نمیشود . خدا را ندیدیم و دلمان شکسته ، خسته شده ایم ، انتظاراتمان برطرف نشده ... درحالیکه اگر حرکتمان برای وجه الله میبود و خودمان را نمیدیدم چنین نمی شد . هرچه بر سر آدمی می آید از حب نفس است . نفس کنار رفت اوضاع بسامان میشود ولاغیر ...