یا جاری اللصیق ...

۰۳/۱۲/۲۳ ۲۲:۲۳:۴۱

نی


بشنو از نی چون حکایت میکند

از جداییها شکایت میکند


سخن را از نی باید شنید از آن کس که نیست؛ آن کس که هست از هواهای خود میگوید و حدیث نفس میکند و حکایت او شکایت از محرومیتها و ناکامیهای خاکی اوست. یا حکایت توفیقات و همی و خیالی که او را معجب و مغرور میکند و به جور و ستم وامی دارد.


اما آن کس که بندبند وجودش را از هواهای خویش خالی کرده و چون نی لب خود بر لب معشوق نهاده و دل به هوای او و نفس او سپرده است حکایتی دیگر و شکایتی دیگردارد.


گر نبودی با لبش نی را سمر

 نی جهان را پر نکردی از شکر


مثنوی


انبیا از جنس نی بودند چون به هوای دل خویش سخن نمی گفتند چنانکه در قرآن در صفت رسول اکرم آمده است:

و ما ینطق عن الهوی  ، ان هو الا وحی یوحی

او از هوای دل خویش سخن نمیگوید و این قرآن نیست مگر آنچه به او وحی شده است.


بدین بیان نی مقام انسان کامل یا کمال مرتبه انسانی است که در آن مرتبه شخص هرچه گوید همان است که معشوق در او دمیده و هرچه کند همان است که فرمانش از معشوق رسیده است.


از وجود خود چو نی گشتم تهی

 نیست از غیر خدایم آگهی 

چونکه من من نیستم این دم ز هوست

 پیش این دم هر که دم زد کافر اوست


سیصد و شصت و پنج روز در صحبت مولانا | حسین الهی قمشه ای

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳/۱۲/۲۳
Ham Saie