یا جاری اللصیق ...

و چه کم پیش می آید وقتی چیزی از دست رفت دوباره باز گردد ...

"عهده‏ام در گرو درستى سخنم قرار دارد، و نسبت به آن ضامن و پاى بندم. کسى که عبرتهاى روزگار کیفرهاى پیش رویش را بر او آشکار کند تقوا او را از در افتادن در اشتباهات مانع گردد. هشیار باشید که روزگار آزمایش به همان شکل خود در روز بعثت پیامبر (ص) به شما باز گشته. به خدایى که او را به حق فرستاد هر آینه همه درهم ریخته مى‏شوید، و هر آینه غربال مى‏گردید، و همچون محتواى دیگ جوشان درهم و برهم گشته تا آنجا که ذلیل شما گرامى و بالا نشینتان پست شود. واپس مانده‏ها که کوتاهى کردند پیش افتند، و پیش افتاده‏هاى گذشته پس مانند. به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده، و دروغى بر زبان نیاورده‏ام، و به این اوضاع و چنین زمانى آگاهیم داده‏اند. بدانید گناهان اسبان سرکشند که افسار گسیخته سواره‏هاى خود را به پیش مى‏برند تا به جهنم وارد کنند. آگاه باشید که تقوا مرکب‏هاى راهوار است که مهارشان به دست سواره‏هاى آنها سپرده شده، در نتیجه آنان را وارد بهشت مى‏نمایند. این وضع حق و باطل است، که هر یک را خریدارى است، اگر باطل بسیار باشد از گذشته چنین بوده، و اگر حق اندک باشد زیاد شدنش را امید هست. و چه کم پیش می آید وقتی چیزی از دست رفت دوباره باز گردد ..."

خطبه ی 16 نهج البلاغه

۰ نظر ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۳
Ham Saie

در همه ی آثار اسلامی ما دو نفر را داریم که از آنها به " ثارالله " تعبیر شده . در فارسی ما یک معادل درست و کامل برای اصطلاح عربی "ثار" نداریم .وقتی کسی از خانواده ای از روی ظلم به قتل میرسد ،خانواده ی مقتول صاحب این خون است . این خون را ثار میگویند و آن خانواده حق دارد خون خواهی کند .اینکه میگوبند خون خدا تعبیر خیلی نارسا و ناقصی از ثار است و درست مراد را نمیفهماند . ثار یعنی حق خونخواهی . اگر کسی ثار یک خانواده است یعنی این خانواده حق دارد درباره ی او خونخواهی کند . در تاریخ اسلام از دو نفر اسم آورده شده است که صاحب خون اینها و کسی که حق خونخواهی اینها را را دارد خداست . این دو نفر یکی امام حسین است و یکی هم پدرش امیر المومنین " یا ثار الله و ابن ثاره " ...

انسان 250 ساله

۰ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۶
Ham Saie
۰ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۰
Ham Saie


۰ نظر ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۴:۵۸
Ham Saie

" آنچه که بر کیفیت دوستی موثر است، تنها در لحظات با هم بودن خلاصه نمیشود. تمام اعمال و رفتارهای ما، تمام دلتنگی ها و دعا کردن های ما، تمام آنچه که از ذهنمان عبور می کند و در قلبمان جای میگیرد، بسیار حقیقی تر از آنچه فکر می کنیم، بر دل و ذهن طرف مقابلمان اثر می گذارد. جریان محبت، فرستنده ها و گیرنده های سیگنال دوستی، آنقدرها که فکر می کنیم غیر واقعی نیستند. شاید به چشم دیده نشوند، اما وجودشان در نظام هستی غیر قابل انکار است... امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «انْظُرْ قَلْبَکَ‌؛ فَإِذَا أَنْکَرَ صَاحِبَکَ‌، فَإِنَّ‌ أَحَدَکُمَا قَدْ أَحْدَثَ‌» به قلبت نگاه کن؛ اگر دیدی دیگر دوستت را دوست نداری٬ بدان که یکی از شما کاری کرده است [که موجب سستی رشته‌ی محبت شده؛ مثلا پشت سر او بدگویی کرده یا حقی را از او ضایع کرده است] "

۰ نظر ۲۵ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۵
Ham Saie


۰ نظر ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۵:۴۱
Ham Saie

مدیاپلیر ویندوز را اولین بار ران میکردم بین آن همه آهنگ این پخش شد ...


۱ نظر ۲۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۴
Ham Saie

وقتی دیدی به زحمت می افتی یا غصه دار می‌شوی، مبادا به کسی بگویی. سر نماز یک صلوات بفرست و حاجتت را بگو و آن وقت یک صلوات دیگر هم بفرست. اولیای دیگر، خدا را دوست دارند اما پیامبرِ ما را، خدا دوست دارد. او نمی‌تواند خدا را دوست بدارد! پیامبرِ ما راه ندارد که خدا را دوست بدارد. آیا نمی‌بینی که مناجات ندارد؟ از بس که غلبه رحمت و برکات، از آسمان و زمین و غیب و شهود بر سر محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ریخته است. او کنه اَلفَقْرُ فَخْریٖ را گرفته است. اولیای دیگر این طور نیستند. آنها همه، خدا را می‌خوانند. مناجاتهای امیرالمومنین و ائمه، مومنین و مومنات و انبیای سلف را ببین. اما پیامبر چون حبیب خداست، لذا هستی او را بغل گرفته است و او راه ندارد. حالا اگر قرار است قاطی بشویم و بالا برویم و نجات پیدا کنیم، باید از طریق این عبد باشد ...

#طوبای_محبت

۰ نظر ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۸:۱۰
Ham Saie

۰ نظر ۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۰
Ham Saie

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۳۴
Ham Saie

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۲۱
Ham Saie




۰ نظر ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۱:۱۵
Ham Saie


۰ نظر ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۶
Ham Saie
« تو دعای جوشن کبیر یک عبارتی هست می گه :
" یا کٓریمٓ الصَّفْح "
یه وقتی یک کسی تو رو می بخشه ، اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی . ولی یه وقتی ، یه کسی تو رو می بخشه و یه طوری فراموش می کنه ، انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی!
اصلا هم به روت نمیاره،
به این نوع بخشش میگن "صَفح"»
۰ نظر ۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۱:۴۷
Ham Saie

 

 

 

 

۰ نظر ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۳۷
Ham Saie
مادر فرصت سر خاراندان ندارد، عرق از سرو رویش می ریزد، همه ش دارد می دود، از دیگ غذا به جاروزدن خانه، از شستن میوه ها به تلفن و آدرس دادن... خسته و آشفته است، مهمانی دارد شروع می شود! یکهو نگاهش به بچه ها می افتد که سرگرم بازی اند و هنوز آماده نشده اند! مهمانی دارد شروع می شود! مادر خودش نمی تواند سرپا بایستد، اما چه کند؟ اینها بچه های اویند... گرچه سر وصورتشان خاکی و کثیف، گرچه لباسهایشان آلوده، بچه های اویند ... گرچه موهایشان ژولیده و درهم!
مادر از خستگی نای حرف زدن ندارد، اما برای آبروی خودش هم که باشد مجبور است وسط همه گرفتاری های دم مهمانی بچه ها را با عجله ببرد حمام و تر وتمیزشان کند و لباسهای نو را بپوشاند! بچه های خودش هستند، چه کار می تواند بکند؟ مهمانی دارد شروع می شود و مهمان ها دارند می رسند! .
سر وصورتمان آلوده است و دستهایمان کثیف، مادر! به دادمان برس و برای مهمانی آماده مان کن! .
الهی، إن لم تکن غفرت لنا فیما مضى من شعبان... فاغفر لنا فیما بقی منه! 
خدایا، فقط همین چند ساعت فرصت داریم تا برای مهمانی آماده شویم!
.
مادر! بخواهی یا نخواهی بچه های تو هستیم! ما را برای مهمانی آماده کن!
سرگرم بازی بوده ایم، لباسهایمان آلوده است و دستهایمان کثیف و رویمان سیاه! .
مادر، تمیز و روبراهمان کن!
.
به حق "حسینت" خودت به ما برس!
#مهمانی_دارد_شروع_میشود
#شعبان #ماه_رمضان
۰ نظر ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۷
Ham Saie
یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنیٌّ لاَ أَفْتَقِرُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ غَنِیّاً لاتَفْتَقِرُ،
 یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنَا حَىٌّ لاأَمُوتُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ حَیّاً لا تَمُوتُ؛ 
یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنا أَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ
 أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ تَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ ...
۰ نظر ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۰۶
Ham Saie

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۱۴
Ham Saie


۰ نظر ۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۸
Ham Saie
چند روزی میشود که برگشته ام . سراسر شب باران داشتیم . دو سه روز پیش رودخانه ی پشت خانه طغیان کرد و نصف ی پایین ده را آب برد . امروز صبح هم اکثر خیابانها و معبرهای داخل خود شهر را سیل و آب برداشته . نمیشود در این هوا بیرون نیامد . روی کوه مقابل برف نشسته .  از کنار باغ درختان هزار چشم همسایه  میگذرم ... چند سال پیش آنور دنیا از کنار درختان گذشتی ، عکس گرفتی . از آن موقع تمام این درخت‌ها اسم تو را گرفته اند  . یک جفت کلاغ روی درخت گردوی پشت حیاط دارند خانه می‌سازند . نمیدانم چه جریانیست که حال آدم در یک ساعت از اینرو به آنرو میشود . درونم راضیست است . نه برای چیزهایی که خودم بدست آورده ام . چون چیزی هم نیست . برای چیزهایی که خدا از اول داده و با رفتنشان ارزششان را فهمیده ام . مثل سلامتی . یک ماهی هست دردی ندارم ( البته اگر از قلقلکهای چند روز بکبارش فاکتور بگیریم )  مثل همین دلخوشیای کوچک .که سعی میکنم مثل قبل حسرت نخورم .میدانم بعضی چیزها را ندارم ولی ... مایه ی دلخوشی آنجاست که دلدار آنجاست . هرچه خودش ... تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد ...


۰ نظر ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۰
Ham Saie


دریافت
۰ نظر ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۰
Ham Saie
۰ نظر ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۳
Ham Saie
میگفت قانونش اینه . هرقدر تو زندگیت به حرام خدا ناخنک زدی سهمت از حلال خدا کم شده . از محبت حلال ، نگاهای حلال ، حرفای حلال، خوشیای حلال ... 
از خودت فراری باشی ، از اشتباهای خواسته و ناخواسته ی عمرت ، نفهمیدنا ، بی احتیاطیا ، دیگه حتی روتم نشه برگردی ...
 تو حتی منو از خودمم بیشتر دوس داشتی . روزی که تو چشام نگاه می‌کنی آب میشم  .  نذارم بین کسایی که قراره بگن یا لیتنی کنت ترابا . مگه تو دستمو بگیری بلندم کنی  ...

۰ نظر ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۳۹
Ham Saie

عربی جامع خیلی سبز را می‌خوانم . نوشته « باب مفاعله 

فاعَلَ ، یفاِعلُ ، مفاعله ... معمولا متعدی است و معنای مشارکت دارد . یعنی دو طرف در کار مشارکت دارند که یکی فاعل و دیگری مفعول است. مثلاً : 

ضرب علی سعیدا : علی سعید را زد -----» ضارب علی سعیدا : علی با سعید زد و خورد کرد »

سید می‌گفت خدا در قرآن هم رابطه انسان با نماز را از باب مفاعله گرفته . "حافظوا"  یعنی موجودیت دونفر را حساب کرده و خطاب شده؛ "حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِین"  یعنی اگه تو از نماز محافظت کنی، نماز هم از تو محافظت می کند. نماز موجود زنده است ...



۰ نظر ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۱۳
Ham Saie
بی دلیل آرامم ...
۰ نظر ۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۹
Ham Saie
#گزیده_سخنرانی آیت‌الله جاودان در حسینیۀ آیت‌الله شیخ مرتضی زاهد(رَحِمَهُ الله)
#شب_ششم_فاطمیۀ_دوم_۱۴۳۹ هجری قمری (۹۶/۱۲/۳)

✅ بدست گرفتن اختیار #خیال

♦️غده‌ای در دهان آیت‌الله #حق‌شناس درست شده بود و ایشان نمی‌توانستند برای نماز بیایند. قرار بود ایشان را ببرند برای آزمایش سرطان. در همین روزها من به همراه یکی از دوستان به منزل ایشان رفتیم. ایشان بی‌مقدمه فرمودند: «این خبیث (مقصودشان، #شیطان بود) امروز به سراغ من آمده بود؛ اگر دعاهای صبح نبود، توانسته بود کاری کند! من متوجه شدم کمی از فکر من مشغول آن غده است. فکرش را گذاشتم کنار!»‍؛ اگر ما بودیم، می‌توانستیم از چنین خیالی آسوده شویم؟ مگر ما قدرت کنار گذاشتن خیال را داریم؟ شیطان پیِ این خیال را می‌گیرد. هر فرد وقتی متولد می‌شود، دو شیطان تا دم مرگ همراهش هستند. مگر آنکه آن‌ها را مغلوب کنیم. این‌ها وارد خیال ما می‌شوند. کسی می‌تواند خیالش را کنار بگذارد که در اصطلاح عرفانی «#صاحبدل» شود؛ یعنی شخص، صاحبِ دل و خیالش است. ما اگر رنج می‌کشیم یا شاد می‌شویم، از خیال است. دل، مرکز افکار ماست. برای صاحبدل شدن باید از اعضای دیگر شروع کرد. باید صاحب چشم و گوش و زبان شد. اگر یک کلمۀ بی‌حساب از دهان ما خارج نشود، ما صاحب زبانمان هستیم. اگر غذا را بخاطر خوشمزه بودن نخوریم، اگر بخاطر زیبا بودن، چیزی را نبینیم و ... صاحب اعضای خود می‌شویم. آدم اگر بخواهد به این چیزها برسد، در این راه پیر می‌شود! در #قرآن آمده که افراد #متقی در بهشت صاحب اختیار هستند. این اختیار را از اینجا برده‌اند. آن‌ها در بهشت سلطنت بی‌نهایت دارند. آنجا بر خلاف دنیا، سلطنت‌ها تزاحم ندارد و افراد مختلف می‌توانند همگی سلطنت داشته باشند.
___
کانال رسمی تلگرام آیت‌الله جاودان (حفظه الله)
@Javedan
www.javedan.ir
۰ نظر ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۱۷
Ham Saie
قیامت که میشود به آدم میگویند اقرا ، وارتق . بخوان و بالا برو ...
خدایا نچرخند این چشم‌ها جایی که نباید ، 
نباشد چیزی در این دل که بترسم از آشکار شدنش ...
۰ نظر ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۳۶
Ham Saie

 آدمیزاد عاشق که میشود معیار زیبایی ها میشود روی معشوقش . انگار که فقط هرکه شبیه اوست زیباست  ، هرکه عطر او را دارد ، طنین صدای او را دارد , زیبایی برایش به اندازه ی تشابه با معشوقش معنا میشود  ... آدمهایی که نوربالا میزنند هم همینطورند .همه شبیه هم ، یک بو ، یک نگاه ، یک رنگ ... هرجا باشند میشود فهمید توفیر جنسشان از بقیه را . شباهتشان به همدیگر را . شرف المکان بالمکین بودنشان را . سیماهم فی وجوههم را . انگار که همه از یک قالب سرشته اند . همانهایی که خدا عاشقشان شده ، عاشقشان کرده  ...

 


 

۰ نظر ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۲۷
Ham Saie
حس میکنم حالم خیلی خوبه . فقط یه لحظه تصور کردم اونور همه  ناامیدیا ، تنهاییا ، ترسا ، گناها ، سیاهیا ... تو نبودی . چیکار میخواستم بکنم .
۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۷
Ham Saie


۰ نظر ۰۷ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۷
Ham Saie
زیر بارون ، تو تاریک روشن صبح . بهمنی که اصرار داره شروعش کم از اردیبهشت نباشه و خدایی که درای آسمونو وا کرده ...


۰ نظر ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۱
Ham Saie

- تا حالا ترکت کردم؟

+ نه، ولی تو بدترش رو انجام دادی

گذاشتی که من برم...

۰ نظر ۲۸ دی ۹۶ ، ۰۷:۰۱
Ham Saie


Not my photography

۰ نظر ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۳:۵۹
Ham Saie



دریافت

۰ نظر ۱۸ دی ۹۶ ، ۲۲:۴۵
Ham Saie
همه ی ساعت‌هایی که به حسرت های دل گذشت ، اگر به خواستن تو می‌گذشت ...
۰ نظر ۱۳ دی ۹۶ ، ۱۴:۱۸
Ham Saie

۰ نظر ۱۰ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۰
Ham Saie
خوانده ای فراق یوسف و یعقوب را ، رنج هاجر و اسماعیل را ، موسی و غم مادر را ، یونس و پشیمانی را ، ایوب و درد را ، ذکریا و تنهایی را ، ابراهیم و فراق را ، ... اما کدام است که اینطور دل بسوزاند چون تنهایی مریم که به سایه ی درختی پناه برده و از طعنه ی مردمان طلب مرگ میکند که ای کاش می‌مردم و از یادها فراموش میشدم ... و فرشته ای که ندا دهد دیده روشن دار به لطف پروردگارت و با این مردمان سخن مگو ...
به میان مردم می آید و میشنود حرفها را ، طعنه ها را ... ای خواهر هارون ...

 
میشود مگر اشک نریخت برای شوق مریم بعد از این غم ... برای این خدای دوست داشتنی ...
مسیح ما کجاست که ندا دهد منم آن بنده ی خدا که منتظرش بودید . سلام بر من که آنروز موعود فرا رسید ...
درد و غم مریم میخواهد این عالم تا ندایی دوباره بلند شود ... 

۰ نظر ۰۳ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۱
Ham Saie
چشم هایت...
نگاه زیبایت...
دل برد...
نه از من و نه از این آدم های روی زمین...
دلبری کردی...
زیبای ارباب..
و تو در آن بهشت جاودانه ای و من در این زمین آلوده...
عکست را میبینم و عکست عمل میکنم...
فرق است میان من و تو 
فرق است میان تو و هم راهانت
تو چیزی را انتخاب کردی 
که من جراتش را ندارم...
همین...
۰ نظر ۰۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۵
Ham Saie
۰ نظر ۳۰ آذر ۹۶ ، ۲۳:۲۴
Ham Saie

۰ نظر ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۹
Ham Saie
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۹:۴۵
Ham Saie

۰ نظر ۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۰
Ham Saie

ما أقبَحَ بِالمؤمِن أَن تَکوُن لَه رَغبَة تَذِلَه ...

برای مومن زشت تر ازین نیست که رغبتی در وجودش باشد که باعث خواریش شود ...

#امام_حسن_عسکری(ع)

۰ نظر ۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۷
Ham Saie


۰ نظر ۰۱ آذر ۹۶ ، ۲۳:۵۹
Ham Saie

#کرمانشاه

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۶ ، ۱۱:۵۲
Ham Saie

امشب را بیخیال پاییز.بیا و این ترانه را بخوان . جاده را نگاه کنیم ، باران زیر روشنایی تیر چراغ برق را و بخندیم ‌‌. هوم ؟ 


دریافت

۰ نظر ۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۱:۴۵
Ham Saie



دریافت

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۳:۳۵
Ham Saie


۰ نظر ۱۹ آبان ۹۶ ، ۰۹:۵۱
Ham Saie
اگر کسی بخواهد احکام دروغ را عمل کند، باید خیلی از حرف‌ها را نزند. من گاهی دو سه روز فکر می‌کنم تا حرفی را که میخواهم بگویم طوری بگویم که در آن دروغ نباشد. اگر کسی در تمام اعمال خود این طور مواظبت کند، اسمش می‌شود مراقبه. نماز اگر همراه مراقبه باشد، ارزش پیدا می‌کند. یک مرحله بالاتر هم هست و آن اینست که من حتی برای حرف راست هم مراقبت می‌کنم. با وجود اینکه این حرف راست است، اما چه فایده‌ای دارد؟ اگر سود دنیایی یا آخرتی داشت، آن حرف را می‌گویم. نه تنها برای حرف بلکه برای نگاه هم همین است و همین طور سایر اعمال. این، می‌شود مراقبۀ کامل. در این صورت نماز ما می‌شود نماز کامل. اگر گفتار و رفتار ما حساب‌شده باشد، دستمان به آسمان می‌رسد. .. اگر انسان فقط واجباتش را انجام دهد و تمام گناهان، چه ظاهری و چه باطنی را ترک کند، برای اینکه به بالاترین مراتب برسد، کافی است. اگر من در مقابل یکی از مقدرات الهی غُر بزنم، گناه باطنی مرتکب شدم...

آیت الله جاودان
۰ نظر ۱۷ آبان ۹۶ ، ۰۹:۰۵
Ham Saie

 دیروز صبح برای پیاده روی از هم جدا شدیم . حالا من و ماما با همیم . قبل آمدن ماما سی چهل تا گل سر و سنجاق و تل خریده بود . الان به هر دختر کوچولویی که سر راه آب یا نذری میدهد ، یکی هدیه میدهد . چنان ذوق میکنند که بیا و ببین . آنقدر هم خوش مشربند که حد ندارد . یک لبخند میزنی و هزار لبخند تحویلت میدهند . جان میدهند برای زایر امام حسین . دیشب غروب در یک موکب ماندیم و الان ساعت شش و نیم صبح است که راه افتاده ایم ... 

۰ نظر ۱۲ آبان ۹۶ ، ۰۷:۱۱
Ham Saie